تبليغاتX
زیر نور ماه

جغد هوهو مي كرد،سگ ها پارس مي كردند و غور غور قورباغه هايي به گوش مي رسيد كه بيشتر به گفتگوي مفرحي مي مانست .
باد سفير كشان در طول شب مي وزيد و رودخانه با نوايي آهنگين از پس صخره ها و سنگريزه ها عبور مي كرد .
ماه در آسمان مي درخشيد و به مادري مي مانست كه با افتخار به فرزندانش مي نگرد.
ستاره ها گرد هم آمده بودند و ترانه ستايش و سپاس بود كه زمزمه مي كردند .
مادر طبيعت كه توانسته بود يك بار ديگر شب زيبا و آرام و دلپذيري خلق كند خاطرش آسوده بود .
همه جا پيش از فرا رسيدن سپيده صبح فردا پر بود از آرامش و سكوت ..
مادر طبيعت از گذر لحظه لحظه هاي شب،پيش از آنكه روشنايي روز با هياهويش از راه برسد لذت مي برد .
و ما در خواب بوديم و تمام اين لحظه هاي پر شور و شعف شب را از دست داديم.با این حال هنوز هم فرصتي براي تجربه كردن اين احساسات به كمك تصوراتمان داريم ..    

پس بيا و با اين احساس زيبا همراه شو ..
قدردان حضور هم آهنگي كه به عنوان جزئي از طبيعت داري باش ..
با ستاره ها بخند ..
با باد گفتگو كن ..
و آسوده باش .. آسوده و آرام از اعماق قلبت ..



Echoes of the Night

+ ترجمه شده در  یکشنبه 25 مرداد1388ساعت 18:47  توسط سحر